جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

2020

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

قوميت و ارزش آن ، نه اين است كه افرادى كار كنند و از غذا و پوشش و مسكن محروم مانند ، ولى گروه انگشت شمارى بدون لياقت و كوشش ، در خوشيها و ثروتها غرق باشند . بلكه نظم جامعه بايد بر جديت و كوشش متكى باشد ، و افراد به جاى افتخار به پدران و نياكان ، به كار و كوشش خود مباهات كنند . به خاطر همين اهميّتى كه اقتصاد در بناى جامعه و ميهن دارد ، مىبينيم كه كار عمدهء استعمارگران ، غارت ثروت سرزمين استعمار شده و برهم زدن نظم اقتصادى آن است . در سايه اين برنامه است كه استعمارگران مىتوانند كشورى را متصرف شوند و مردم آن را به بردگى بكشند . هيچ‌گاه كشورى بدون داشتن اقتصاد سالم ، استقلال ندارد ، و هرگز وطنى بدون توزيع عادلانه ثروت ، وطن نيست ، و هرگز استعمار بدون درهم پاشيدن نظم اقتصادى مملكتى و سير كردن طبقه‌اى و گرسنه نگاه داشتن طبقات ديگر ، به اهداف خود نخواهد رسيد . اين دو ، يعنى « زمين و اقتصاد » بستر مادى جامعه را پديد مىآورند . بستر معنوى جامعه نيز داراى دو بخش است كه محقّقين دربارهء آنها بحثهاى بسيار طولانى كرده‌اند . به نظر ما بايد بخش سومى را نيز به آن دو افزود ، و آن بخش عبارت از « هنرهاى زيبا » است . بخش اول از عوامل معنوى ، تاريخ است . منظور ما از تاريخ ، ذكر حوادث در دورانهاى قديم و گردآورى داستانها و اخبار گذشتگان ، جمع‌آورى اسامى و شمارش پيروزيها و شكستها و ساير موضوعاتى كه ساختهء تاريخ خشك سياسى و مخصوص زمان خود است ، نيست . تاريخى كه در ساخت جنبه‌هاى معنوى و روانى ملتى مؤثر باشد ،